دیالوگ

دیالوگ پانصد و پنجاهم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2012/03/28

سوزانا: مادربزرگم میگفت اگه میخوای خدا رو بخندونی از برنامه هات برای آینده بهش بگو!

عشق سگی (Amores Perros) – محصول 2000
کارگردان: الخاندرو گنزالس ایناریتو
دیالوگ گو: ونسا باش (سوزانا)

.

دیالوگ پانصد و شانزدهم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2012/01/08

(پدر کریستینا در مراسم ختم آمده و کنارش نشسته و می‌خواهد او را دلداری بدهد)

پدر: چیزی میخوری برات بیارم ؟
کریستینا: گرسنه نیستم.
پدر: ولی باید یه چیزی بخوری عزیزکم.
کریستینا: من حالم خوبه پدر.
پدر: وقتی مادرت مرد فکر نمی‌کردم بتونم از پسش بر بیام. انگار همهء دنیا رو سرم خراب شده بود و اصلاً نمی‌تونستم از جام پا شم. ولی عزیزم، زندگی ادامه داره.
کریستینا: می دونی من چی فکر می‌کردم وقتی مامان مرد؟ نمی ‌تونستم بفهمم چطور شما می تونین بازم با مردم حرف بزنین. چجوری می تونین دوباره بخندین. نمی‌ تونستم بفهمم چطوری می‌ تونستین با ماها بازی کنین. نه پدر! اینا دروغه! زندگی دیگه ادامه نداره!

21 گرم (21Grams) – محصول 2003
کارگردان: الخاندرو گنزالس ایناریتو
دیالوگ گو: نئومی واتس (کریستینا)

(انتخاب از: مهدی ملک زاده)

.

دیالوگ دویست و چهارم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/10/19

مایک جونز: مامانم میگه مکزیک جای خطرناکیه.
سانتیاگو: آره! اونجا پر از مکزیکیه !!!

هرج و مرج (Babel) – محصول 2006
کارگردان: الخاندرو گونزالس ایناریتو
دیالوگ گویان: نیتن گمبل (مایک جونز) / گائل گارسیا برنال (سانتیاگو)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: