دیالوگ

دیالوگ پانصد و چهلم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2012/02/29

نویل: باب مارلی یه نظریه جالبی داره. میگه تو میتونی نژادپرستی و نفرت رو درمان کنی، اگه فقط بتونی به زندگی آدمها موسیقی و عشق تزریق کنی. یه روز وقتی که قرار بود بره توی یه فستیوال صلح برنامه اجرا کنه یه نفر رفت تو خونه ش و بهش شلیک کرد. دو روز بعد باب مارلی دوباره رفت روی استیج. وقتی ازش سئوال کردن که با این حال و روزت برای چی اومدی اینجا جواب داد: آدمایی که سعی می کنن دنیا رو به جای بدتری تبدیل کنن، حتی یه روز هم دست از کارشون بر نمیدارن. من هم همینطور. من میخوام یه نور باشم توی تاریکی.

من اسطوره هستم (I am Legend) – محصول 2007
کارگردان: فرانسیس لارنس
دیالوگ گو: ویل اسمیت (نویل)

.

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. monaliza said, on 2012/03/03 at 06:38

    انتخاب ه این دیالوگ و تو؟ زیاد . . . . شایدم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: