دیالوگ

دیالوگ چهارصد و هفتاد و یکم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/09/30

پولین: کی می خواد نامه ای که برای مامان واقعی ام نوشتم رو بخونه؟
توری: بالاخره نوشتیش؟ پرورشگاه آدرسش رو بهت داد؟
پولین: نه. اما بهم گفتن که نامه رو برای مامانم میفرستن و اگه اون دلش خواست یه قرار میذارن که همدیگرو ببینیم. گوش کنین«مادر واقعی عزیزم، نترس! از نظر من اصلاً عیب نداره که تو دختر خودت رو انداختی دور! کاملا میفهمم. از من نترس، من اصلاً ترسناک نیستم. میدونم که زندگی سختی داشتی و من زندگی خوب و راحت داشتم. تو رو تصور می کنم که توی یه زیرزمین درب و داغون داری زندگی می کنی و واسه اینکه خرج زندگیت رو در بیاری داری خود فروشی می کنی. فقط می خواستم بگم که می تونیم با هم در تماس باشیم و همدیگرو ببینیم. دختر تو، پولین … پ.ن: مادر قلابیم وقتی میخنده چشماش هیچ تغییری نمیکنه و دستاش هم خیلی سرده»

گمشده و هذیان گو (Lost and Delirious) – محصول 2001
کارگردان: لی پول
دیالوگ گویان: پایپر پرابو (پائولین) / جسیکا پار (توری)

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: