دیالوگ

دیالوگ چهارصد و چهل و نهم

Posted in 1993 by Bardia Barj on 2011/09/03

هلن هیرش: یه روزی اون منو با تیر می‌زنه.
اسکار شیندلر: نه، اون به تو شلیک نمی‌کنه.
هلن هیرش: شلیک می‌کنه. چیزایی ازش دیدم. دوشنبه ما روی پشت بوم بودیم، من و لیزیک کوچولو و ما دیدیم که جناب فرمانده از خونه اومد بیرون توی حیاط پشتی که درست زیر ما بود و اسلحه‌ش رو بیرون کشید و یه زنی رو که داشت رد می‌شد با تیر زد. اون فقط یه زن بود با یه بقچه کوچیک توی دستش، درست شلیک کرد وسط گردنش. اون فقط یه زن بود که داشت راه خودش رو می‌رفت، تندتر یا آروم‌تر یا چاق‌تر یا لاغرتر از بقیه نبود و من نمی‌تونستم بفهمم مگه چیکار کرده بود. هر چی بیشتر کارهای جناب فرمانده رو ببینی، بیشتر می‌بینی که قوانین مشخصی نداره که بتونی باهاشون زندگی‌ت رو حفظ کنی، نمی‌تونی به خودت بگی «اگه این قوانین رو رعایت کنم، در امان می‌مونم.»

فهرست شیندلر(Schindler’s List) – محصول 1993
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
دیالوگ گویان: امبث داویتز (هلن هیرش) / لیام نیسون (اسکار شیندلر)

(انتخاب از: Libero)

.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: