دیالوگ

دیالوگ چهارصد و شانزدهم

Posted in 1994 by Bardia Barj on 2011/07/31

مارسلوس والاس: شب مسابقه، احتمالا احساس سوزش عجیبی درون خودت داری. اما این غروره که داره سر به سرت میذاره. بشاش به غرور! غرور فقط درد میاره، هیچ وقت کمک نمی کنه.

داستان عامه پسند (Pulp Fiction) – محصول 1994
کارگردان: کوئنتین تارانتینو
دیالوگ گو: وینگ رامس (مارسلوس والاس)

(انتخاب از: siavash k)

.

Advertisements

5 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. ehsan said, on 2011/08/01 at 14:52

    انتخاب عالی بود اما دیالگ سکانس اخر فیلم رو عاشقشم
    من شاید بدون اینکه غلو کنم 50 بار این فیلم رو دیدم اما باز برام تازگی داره

    • Bardia.B said, on 2011/08/02 at 10:14

      خب پس، وقتشه که دیالوگ آخر فیلم رو ترجمه کنی و برام بفرستی که به اسم خودت بذارم تو بلاگ. مثل همین پستی که الان رفیقمون فرستاده.

  2. siavashh said, on 2011/08/02 at 10:35

    مرسی که نوشتیش، داشتم نا امید میشدم:))

    • Bardia.B said, on 2011/08/02 at 11:49

      نگفته بودم مگه بهت؟ اون موقع که دیالوگ رو فرستادی کلی دیالوگ تو نوبت بود. نیست که من اینا رو زمان بندی میکنم که خودشون منتشر بشن، بعد عنوان پستها هم طوریه که باید به ترتیب حتما پابلیش بشن، برای همین طول میکشه. بفرست باز! میبینی که بالاخره میاد اینجا.

  3. ehsan said, on 2011/08/06 at 10:24

    حتما این کار رو میکنم …و چند تا دیالوگ زیبای دیگه …فک کن چجوری از شر من خلاص شی حالا


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: