دیالوگ

دیالوگ سیصد و شصت و ششم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/06/10

کریستین: نمیدونم بچه ها هم بعد از مرگشون جوونتر به نظر میان یا نه. آدم بزرگا وقتی میمیرن، شبیه بچگی شون میشن. مامانم که اینطور بود. شبیه یه دختر کوچولو شده بود. انگار هیچ وقت بزرگ نبوده، انگار هیچوقت مامان من نبوده… خیلی دلم براش تنگ شده.
آنتوان: بعضی وقتا حس میکنی که بین تو و مرگ یه  پرده است. وقتی کسی که خیلی دوستش داری یا بهش خیلی نزدیک هستی رو از دست میدی، برای یه لحظه این پرده کنار میره و می تونی چهرهء مرگ رو واضح ببینی. اما اون پرده دوباره برمیگرده سر جاش و تو به زندگی خودت بر میگردی …همه چیز دوباره مثل اولش میشه.

در دنیایی بهتر(In a better World) – محصول 2010
کارگردان: سوزان بیر
دیالوگ گویان: میکایل پرسبرانت(انتوان) / ویلیام جان نیلسن (کریستین)

(انتخاب از: مهدیس)

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: