دیالوگ

دیالوگ دویست و نود و هشتم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2011/03/09

(قبل از آمدن مربی)
نیک: بیا شرط ببندیم ایندفعه چندبار میگه «گه» ! من میگم هفت بار.
شاون: نه، ده بار.
(مربی وارد می شود)
نیک و شاون: سلام مربی.
مربی: سلام و زهرمار! شما کله گهی ها فکر کردین برای خودتون گهی هستین؟ برای همین حواستون رو جمع نمی کنین؟ شیطونه میگه همچین بزنم گهتون در بیاد! … با من بحث نکنین کله گهی ها! همچین تحت فشار قرارتون بدم که تا حالا اینطوریش رو تجربه نکرده باشین. یه طوری که عضلاتتون به درد بیاد، سرتون بوی گه بگیره، همچین که گه از تمام سوراخاتون بزنه بیرون… امسال هم که اردو مقدماتی بجای کنار ساحل دیتونا قراره توی بیابونای تگزاس برگزار بشه. یه جا که از اون گه دونی که توش زندگی می کنین گرمتره. یه جا که بجای دستگاه تهویه هوا براتون دستگاه تهویه گه گذاشتن. اتوبوس هم دوشنبه سر یه ساعت گهی راه میوفته.
نیک: یعنی چه ساعتی؟
مربی: یه ربع به پنج صبح.
شاون: چقدر زود!
مربی: صبح بلند شین، گهتون رو بندازین و سر وقت اونجا حاضر شین.
(مربی از پیش آنها می رود)
نیک: ده تا «گه» !! باز تو بردی! چطوری میتونی هر دفعه درست حدس بزنی؟
شاون: دست خودم نیست! این یه هدیه خدادادیه!

مشتعل (Fired Up) – محصول 2009
کارگردان: ویل گلاک
دیالوگ گویان: نیکولاس دآگوستو (شاون) / اریک کریستین اولسن (نیک) / فیلیپ بیکر هال (مربی)

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: