دیالوگ

دیالوگ صد و نود و پنجم

Posted in 1971 by Bardia Barj on 2010/10/11

گوستاو ون اشنباخ: یادمه که ما هم توی خونه پدری یدونه از اینا (ساعت شنی) داشتیم. اون دریچه که شن ازش میریخت پایین خیلی تنگ بود، نگاه که می کردی فکر می کردی سطح شن توی شیشهء بالایی اصلا تغییر نمیکنه. از نظر چشم ما اینطور به نظر می رسید که فقط شن از انتها میریزه بیرون و اصلا اهمیتی نداره که بهش فکر کنیم، البته درست تا آخرین لحظه. تا زمانیکه دیگه زمانی برای فکر کردن باقی نمونده.

مرگ در ونیز (Morte a Venezia) – محصول 1971
کارگردان: لوچینو ویسکونتی
دیالوگ گو: درک بوگارد (گوستاو ون اشنباخ)

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: