دیالوگ

دیالوگ صد و شصت و ششم

Posted in 1995 by Bardia Barj on 2010/09/25

بازرس ویلیام سامرست: فکر نکنم بتونم به زندگی تو جایی که از بی احساسی و بی عاطفگی حمایت می کنه و اون رو پرورش میده ، ادامه بدم. انگار این بی عاطفگی تبدیل به یه فضیلت یا مزیت شده!
بازرس دیوید میلز: تو متفاوت نیستی، بهتر از بقیه هم نیستی.
بازرس ویلیام سامرست: من نگفتم که من متفاوتم یا بهترم. نه! نیستم! من دارم همدردی می کنم. من دارم کاملا همدردی می کنم. بی عاطفگی یه راه حل هست. منظورم اینه که خیلی راحت تره که خودت رو غرق مواد مخدر کنی، بجای اینکه با زندگی روبرو بشی. خیلی راحت تره که چیزی رو که میخوای بدزدی، بجای اینکه درست به دستش بیاری. خیلی راحت تره که یه بچه رو کتک بزنی، بجای اینکه تربیتش کنی. عشق هزینه داره، هم کار میبره و هم تلاش میخواد.

هفت (Se7en) – محصول 1995
کارگردان: دیوید فینچر
دیالوگ گویان: برد پیت (بازرس دیوید میلز) / مورگان فریمن (بازرس ویلیام سامرست)

.

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. مونالیزا said, on 2010/09/25 at 18:52

    اینو دیدم…همه رو فهمیدم واسه چی کشت…اما زن پلیس رو متوجه نشدم واسه چه گناهی کشت…چون هر کدون از مقتولا یکی از گناهان هفتگانه رو انجام داده بود…اما زنه!!!!

    • بردیا.ب said, on 2010/09/25 at 20:09

      من این فیلم رو خیلی وقت پیش دیدم. اما تا اونجا که یادمه همسر میلز برای رسیدن به هدف دیگه ای کشته میشه. جان دو مرتکب گناه حسادت شده بود. حسادت به زندگی کاراگاه میلز. برای همین همسر اون رو به قتل میرسونه. اما از اونجایی که خودش رو توی این لیست قرار داده و باید کشته میشده، شرایط رو جوری قرار میده که به دست میلز (انتقام) کشته شده.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: