دیالوگ

دیالوگ صد و چهل و چهارم

Posted in 2004 by Bardia Barj on 2010/09/03

سلین: مردها با من می گردن و بعد باهام بهم می زنن و میرن ازدواج می کنن!! اونوقت بهم زنگ می زنن و تشکر می کنن که عشق رو یادشون دادم و بهشون فهموندم که چطوری به یه زن احترام بذارن.
جسی: فکر کنم منم یکی از همین مردها باشم.
سلین: می خوام همشون رو بکشم!! چرا هیچکدوم به من پیشنهاد ازدواج ندادن؟؟ جواب من مسلما «نه» بود، اما حداقل می تونستن بهم پیشنهاد بدن!!

پیش از غروب (Before Sunset) – محصول 2004
کارگردان: ریچارد لینکلیتر
دیالوگ گویان: جولی دلپی (سلین) / ایتان هاک (جسی)

.

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. مونالیزا said, on 2010/09/03 at 21:33

    اینقد نیومده بودم که صفحه پر شده بود…دیالوگای دوست داشتنی بودن…32..23..هوم..

  2. herates said, on 2010/09/06 at 02:40

    چقدر این صحنه فیلم توی فکرمه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: