دیالوگ

دیالوگ صد و بیست و نهم

Posted in 1995 by Bardia Barj on 2010/08/28

جسی: یه بار با یکی از دوستام که اصلا خدا رو قبول نداره سوار ماشین بودم. یه جا پشت چراغ قرمز کنار یه گدا واستادیم. این دوست من یه 100 دلاری رو از شیشه ماشین گرفت بیرون و از اون گدا سئوال کرد «تو به خدا اعتقاد داری؟» گدا یه نگاه به دوستم کرد، یه نگاه به پول انداخت، گفت «آره، اعتقاد دارم» . دوستم گفت «جواب غلط دادی» ، بعد هم گازش رو گرفت و رفتیم.

پیش از طلوع (Before Sunrise) – محصول 1995
کارگردان: ریچارد لینکلیتر
دیالوگ گو: ایتان هاک (جسی)

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: