دیالوگ

دیالوگ شصت و دوم

Posted in 2004 by Bardia Barj on 2010/07/28

وندی: بهتره یه کم مراقب باشی.
اریک: مراقب چی؟
وندی: جدی میگم اریک. بنظر میاد دیگه چندان خوددار نیستی. می بینم که چطوری هر بار بهش نگاه میکنی.
اریک: این پسر خیلی خوشگله. نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم. اون مثل خدا میمونه.
وندی: لازم نیست به من بگی. من خودم یه بار شیفتهء این پسر شدم. اما من تمام اسرار نیل رو می دونم و اون تو پر از کثافت هست که اصلا لازم نیست تو بدونی. باور کن حرفم رو. وقتی من بذارم برم اونوقت تمام نیل میشه برای تو، اونوقت یه چیز رو خودت می فهمی. اینکه تمام مردم عادی دنیا یه چیزی به اسم قلب دارن، اما نیل مک کورمیک به جاش یه حفرهء سیاه بدون انتها داره، و اگه تو مراقب نباشی میوفتی توش و سقوط میکنی و برای همیشه نابود میشی.

پوست اسرارآمیز (Mysterious Skin) – محصول 2004
کارگردان: گرگ ارکی
دیالوگ گویان: میشل ترکتنبرگ (وندی) / جفری لیکون (اریک)

.

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. مونالیزا said, on 2010/07/28 at 12:09

    کمتر کسی رو دیدم که معتقد باشه واسه نگاه کردن وجود قلب هم لازمه…یا حداقل کمتر کسی رو دیدم که به روی خودش بیاره که قلب هم این وسط کاره ای هست.همین که خوشگل باشه همه چیز ردیفه.

    • بردیا.ب said, on 2010/07/28 at 12:52

      این فیلم رو باید ببینی. یه چیز رو هم توی این دیالوگ در نظر بگیر: وندی دختر هست و اریک پسر. و این دو نفر دارن در مورد پسری به اسم نیل (که نقش اول فیلم هست) صحبت می کنن.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: