دیالوگ

دیالوگ چهل و چهارم

Posted in 1994 by Bardia Barj on 2010/07/17

جولز: مارسلوس والاس چه شکلیه؟
برت: چی؟
جولز: اهل کدوم کشوری؟
برت: چی؟
جولز: چه کشور عجیبی! تا حالا نشنیده بودم! کشور ِ «چی» ! زبون اونجا انگلیسیه؟
برت: چی؟
جولز: حرومزاده! انگلیسی بلدی یا نه؟
برت: بله!
جولز: پس می فهمی من دارم چی میگم.
برت: بله!
جولز: قیافه مارسلوس والاس رو برام توصیف کن.
برت: چی؟
جولز (تفنگش را به سمت برت نشانه می گیرد): جرات داری یه بار دیگه بگو «چی» ! فقط یه بار دیگه حرومزاده ! به جان خودم، فقط جرات داری یه بار دیگه بگو «چی»
برت: اون .. اون … سیاه … پوسته
جولز: ادامه بده.
برت: کچل هم هست.
جولز: بنظرت قیافش شبیه جنــ.ـده هاس ؟
برت: چی؟!
جولز (به شانهء برت شلیک می کند و فریاد می زند): اون شبیه جنــ.ـده هاس؟؟؟
برت: نه!
جولز: پس چرا خواستی ترتیبش رو بدی؟
برت: من نخواستم!
جولز: چرا! خواستی برت! تو سعی کردی ترتیبش رو بدی، و مارسلوس والاس ترجیح میده با زنش بخوابه، نه با تو!

داستان عامه پسند (Pulp Fiction) – محصول 1994
کارگردان: کوئنتین تارانتینو
دیالوگ گویان: ساموئل ال جکسون (جولز) / فرنک والی (برت)

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: