دیالوگ

دیالوگ بیست و سوم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2010/07/08

خانم ویس: (با عصبانیت) تو تمرگیدی اونجا، خفه خون گرفتی، و گذاشتی اون مرتیکه به دخترت تجاوز کنه؟
مری: (با گریه و صدای عصبی) من نمی خواستم اون دخترم رو اذیت کنه. نمی خواستم اون به دخترم صدمه بزنه. من نمی خواستم اصلا کاری به دخترم داشته باشه.
خانم ویس: اما تو به اون اجازه دادی که به دخترت صدمه بزنه!.
مری: اما… اون… اون بلاها رو دخترم گفته که من سرش آوردم؟؟ کی … کی … دیگه کی میومد من رو دوست داشته باشه؟ کی دیگه میومد به من دست بزنه؟ کی دیگه میومد کاری کنه که من حس خوبی به خودم داشته باشم؟

پرشس: بر مبنای رمان فشار اثر سافایر (Precious: Based on the Novel ‹Push› by Sapphire) محصول – 2009
کارگردان: لی دنیلز
دیالوک گویان: ماریا کری (خانم ویس) / مونیک (مری)

.

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. مونالیزا said, on 2010/07/08 at 18:46

    باید فلمو ببینم چون دیالوگا اصن واضح نیستن واسم!!!!نمی گیرمشون.

    • جاسوس اجاره ای said, on 2010/07/08 at 18:55

      فیلم رو باید حتما ببینی. شک نکن. اما یه بار دیگه بخون دیالوگ رو. پدر دختر به اون تجاوز میکرده و الان دختر از پدرش، قبل از اینکه اون و مادرش رو ترک کنه، باردار هست. حالا مسئول داره فریاد میزنه سر مادر و مادر با بغض و گریه ای که منجر به گرفتن جایزه اسکار برای نقش مکمل زن براش شد، داره جواب میده.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: