دیالوگ پانصد و پنجاه و هشتم
کاتر: توی شعبده بازی، هر حقهای سه مرحله داره: به مرحلهء اول میگن: «تعهد» شعبده باز یه چیز معمولی رو بهتون نشون میده: یه دسته ورق، یه پرنده، یا یه آدم. اونو بهتون نشون میده و حتی شاید ازتون بخواد وارسیش کنید و ببینید که واقعی و طبیعی و دس نخورده ست. که البته… معمولاً اینطوری نیست. به مرحلهء دوم میگن: «تغییر» تو این مرحله، شعبده باز رو اون چیز معمولی، یه حرکتی میزنه، که یه کار غیرعادی ازش سر بزنه. حالا شما دنبال سرّ کار میگردید… اما پیداش نمیکنید؛ چون شما در واقع پی ش نیستید، راستش اصلاً دوس ندارید بدونید. میخواید گول بخورید. با این وجود، هنوز کسی کف نمیزنه… چون غیب کردن یا عوض کردن یه چیز، کافی نیست؛ باس دوباره اونو به شکل اولش برگردوند. واسه اینه که هر حقهء شعبده بازی یه مرحلهء سومی داره، که سختترین قسمتشه؛ که ما بهش میگیم: «حیثیت»
حیثیت (The Prestige) – محصول 2006
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گو: مایکل کین (کاتر)
(انتخاب از: میرزا آدم جان)
.
دیالوگ چهارصد و پنجاه و ششم
جوکر: چند تا از رفیقهات رو من کشتهم؟
بازرس استفنز: من بیست ساله که پلیسم. میتونم فرق بین آشغالهایی که فقط لازمه یه کمی ادب بشن با عوضیهایی مثل تو که از کشتن آدمها لذت میبرن رو تشخیص بدم. (مکث) و تو شیش تا از رفیقهای من رو کشتی.
جوکر: شیش تا؟ میدونی چرا من از چاقو استفاده میکنم؟ چون تفنگ زیادی سریعه. آدم نمیتونه همه احساسات ظریف طرف رو درک کنه. میدونی، آدمها توی لحظههای آخرشونه که نشونت میدن واقعاً کی هستند. پس از جهتی من رفیقهات رو بهتر از خودت میشناسم. میخوای بدونی کدوماشون بزدل بودن؟
شوالیه تاریکی (The Dark Knight) – محصول 2008
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: هث لجر (جوکر) / کیت سارابایکا (بازرس استفنز)
(انتخاب از: Libero)
.
دیالوگ چهارصد و پنجاه و یکم
ژوکر: واقعاً به نظرت من شبیه کسی هستم که نقشهای داشته باشه؟ میدونی من چی هستم؟ من سگی هستم که دنبال ماشینها میدوه. اگه به یکیشون هم برسم اصلاً نمیدونم میخوام باهاش چیکار کنم!
شوالیه تاریکی (The Dark Knight) – محصول 2008
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گو: هث لجر (جوکر)
(انتخاب از: Libero)
دیالوگ دویست و سی و پنجم
کاب: تو، دنیایی از رویا خلق می کنی. ما اشخاص رو می بریم توی این رویا و اونها رو از ناخوداگاهشون انباشته می کنیم.
آریادن: من چطوری می تونم به اندازه کافی اطلاعات جمع کنم تا بتونم کاری کنم که اونا فکر کنن این دنیا واقعیه؟
کاب: رویاهای ما، اونها واقعی هستن، تا زمانی که ما توی اونها هستیم. فقط وقتی بیدار میشیم متوجه میشیم که یه جای کار میلنگه! بذار یه سئوال ازت بپرسم. تو هیچوقت نمی تونی ابتدای یه خواب رو بخاطر بیاری، درسته؟ تو همیشه پرت میشی درست وسط یه خواب.
آریادن: فکر کنم آره. همینطوره.
کاب: خب، بهم بگو ببینم، ما چطوری اومدیم اینجا؟
آریادن: خب ما از چیز اومدیم، ما از … ممم …
کاب: درست فکر کن آریادن! تو چطوری اومدی اینجا؟ الان دقیقا کجا هستی؟
آریادن: ببینم! نکنه ما الان داریم خواب می بینیم ؟؟!؟!
کاب: تو الان دقیقا وسط یه کارگاه آموزشی خوابیدی! و این اولین درس تو در مورد به اشتراک گذاشتن رویا ست. خونسردی خودت رو حفظ کن!!
سرآغاز (Inception) – محصول 2010
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: لئوناردو دی کاپریو (کاب) / الن پیج (آریادن)
.
دیالوگ دویست و سی و چهارم
کاب: برای اینکه بتونیم این کار رو انجام بدیم، باید خلبان رو بخریم!
آرتور: البته باید خدمه هواپیما رو هم بخریم!
سایتو: من کل شرکت هواپیمایی رو خریدم!!
(بقیه با تعجب به سایتو نگاه می کنند)
سایتو: خب اینطوری خیالمون راحت تره!
سرآغاز (Inception) – محصول 2010
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: لئوناردو دی کاپریو (کاب) / ژوزف گوردون لویت (آرتور) / کن واتانابی (سایتو)
.
دیالوگ دویست و سی و سوم
مل: تو منتظر قطار هستی، یک قطار تو رو به یه جای دور میبره، تو میدونی که دلت میخواد این قطار کجا بره، اما نمی تونی مطمئن باشی. اما این اصلا مهم نیست، چون ما با هم هستیم.
سرآغاز (Inception) – محصول 2010
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گو: ماریون کاتیلارد (مل)
.
دیالوگ صد و سوم
سر پیشخدمت: قربان، این استخر دکور هست، و دوستان شما هم لباس شنا تنشون نیست (اشاره به دخترانی که توی آب نمای هتل در حال آب بازی هستند)
بروس وین: خب دیگه، اونا اروپایی هستن. اینطوری هستن دیگه، راحتن!
سر پیشخدمت: من ازتون خواهش می کنم هتل رو ترک کنین.
(بروس مشغول نوشتن چک می شود)
سر پیشخدمت: من درخواست پول نکردم قربان.
بروس وین (چک را به پیش خدمت می دهد): خب، اینو بگیر، من الان این هتل رو خریدم، و حالا، می خوام یه سری قوانین جدید برای استخر بذارم.
آغاز بت من (Batman Begins) – محصول 2005
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: کریستین بیل (بروس وین) / دیوید بدلا (سر پیشخدمت)
.
دیالوگ صد و یکم
هنری دوکارد: برای شروع حاضری؟
بروس وین: من به سختی می تونم از جام بلند شم…
هنری دوکارد (به بروس لگد می زند): مرگ منتظر نمیشه تا تو حاضر بشی. مرگ نه ملاحظهء تو رو می کنه و نه انصاف داره. مرگ اشتباه نمیکنه. اینجا، تو قرار هست با مرگ روبرو بشی.
آغاز بت من (Batman Begins) – محصول 2005
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: لیام نیسان (هنری دوکارد) / کریستین بیل (بروس وین)
.
دیالوگ چهل و دوم
ژوکر: اوه، تو نمیتونی همینجوری بذاری من برم، هان؟. این همیشه وقتی که یه نیروی مهارنشدنی با یه شیء ثابت مواجه میشه اتفاق میوفته. تو کاملا فسادناپذیری، هان؟ تو من رو نمیکشی، چون حس نابجای خود-عدالت محوری داری! و من هم تورو نمیکشم، چون خیلی بامزه ای ! فکر کنم من و تو ساخته شدیم برای اینکه تا ابد به این موش و گربه بازی ادامه بدیم.
بتمن: تو تا ابد تو اتاقک تیمارستان حبس میشی.
ژوکر: شاید بتونیم من و تو یه اتاقک رو با هم شریک بشیم. میدونی، میتونن دو تا تخت اونجا بذارن!
شوالیه تاریکی (The Dark Knight) – محصول 2008
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: هت لجر (ژوکر) / کریستین بیل (بتمن)
.
1 comment